قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2468
تاريخ الفي ( فارسى )
او را غنيمت دانى كه آدمى متّصف به اين صفت بسيار كم است . بعد از فوت او ، فقها سه روز در مدرسهء نظاميه را بستند . امّا چون اين خبر ، به سمع خواجه نظام الملك رسيد فرمود كه مناسب آن بود كه اقلّا يك سال به خاطر شيخ ابو اسحاق در مدرسهء نظاميّه را بسته مىداشتند . و چون اينچنين نكردند بايد كه تدريس اين مدرسه به شيخ ابو نصر بن صبّاغ « 1 » طاهر بن حسين بن احمد بن عبد اللّه القوّاس كه با وجود علم به حليهء زهد و تقوى آراسته است متعلّق باشد . و در دهم شهر ذيقعدهء اين سال ، از اعيان بغداد ، كه به كثرت مال و اسباب و تجمّل اشتهار داشت ، محمّد بن احمد بن حسين بن جرده كه اصل او از عكبرا بود ، وفات يافت . گويند او در بغداد سرايى داشت كه مشتمل بر شصت حويلى « 2 » مستقل علىحده و حمامى و باغى بود و آن سراى را دو دروازه بود و بر هر دروازه مسجدى ، و آنچنان وسعت داشت كه آواز بانگ يك مسجد به گوش آن ديگرى نمىرسيد . و جامع بغداد ، كه از مشاهير عمارات آن بلده بود ، از آثار اوست .
--> ( 1 ) . وى همان شخصى است كه در سال چهار صد و پنجاه و نه هجرى به دليل حاضر نشدن شيخ ابو اسحاق شيرازى جهت تدريس در نظاميهء بغداد ، به علّت غصبى بودن محل مدرسه ، مدّت بيست روز تمام به امر درس و بحث مشغول شد . كتاب شامل وى از بهترين مؤلّفات است در فقه . براى اطلاع بيشتر از شرح اصول او ؛ - ابن خلّكان ، وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 385 . ( 2 ) . حويلى : ممال حوالى است ، حوالى : اطراف ، پيرامون . - و .